تبلیغات
♬ Exo Lover ♬ - قسمت 5 I'm not Alone (فصل1)

!WE ARE ONE

قسمت 5 I'm not Alone (فصل1)

شنبه 13 شهریور 1395 02:52 ب.ظ

نویسنده : ツ♡사할♡ツ
ارسال شده در: ♫ EXO ♫ ، رمـــــــان ♬I'm not Alone♬(حذف شده) ،
سلام عرض میکنم گلییییی هـــــــــا....
خوبیـــــــــد آیا؟
منم خوبم :/
قسمت 5 رو آوردم...
بخونیــــــــد لطفـــــــا............
این قسمت : دعواها تموم میشه؟
...............................................................

قسمت 5

که یهو تائو با داد رو به همشون گفت: بس کنید دیگه! خسته شدم به خدا ! همش دارید این حرفای مزخرفو

 میزنید بسه بسه بسه !!!!! اون از وندا که هر وقت منو میبینه میگه میخوای منو بزنی؟ اونم از تو (کریس) که هر

 وقت حالتو میپرسم میگی به خاطر اینکه وندا رو زدم حالت خوبه و ....


وندا حرف تائو رو قطع میکنه و رو به کریس میگه : صبر کن ببینم هر وقت تورو میبینه بهش میگی بخاطر اینکه


 منو زده حالت خوبه!؟!؟!؟ واقعا که.....


کریس : وا به تو چه ! تو چرا هر وقت تائو رو میبینی بهش میگی من فرستادمش تا تورو بزنه ها؟؟؟؟


وندا : اونم به تو مربوط نمیشه!


کریس : هه هه هه هه جواب گو...


وندا : زور گو...


تائو : بچه ها...


کریس : بچه ننه..


تائو : هی ! چی میگی من یا اون ؟


وندا : غرغرو!


تائو : این یکی رو فهمیدم با کریس بود...


می جا آروم به مین هی گفت: دیوونه شدن...


مین هی : آره دقیقا!


کریس و وندا و تائو : خودتونین!


می جا : اینا چجوری شنیدن؟

مین هی : نمیدونم!!!


کریس : هی هی هنوز تو گوشی که بهم زدی رو یادم نرفته.


می جا : نبایدم بره ! میخوای یکی دیگه بزنم؟


تائو : بچه ها بس کنید.... بیاید با هم خوب باشیم...


مین هی رو به وندا : وندا... اینجا چه خبره؟


وندا : بعدا بهت میگم...


مین هی : باشه...


کریس : خوب باشیم؟ ما اصن آبمون با هم توی یه رودخونه نمیره!


وندا : های کلاس اون جوبه!

مین هی و می جا :

تائو :

وندا : خب اگه میخوای که ما با شماها خوب باشیم شرط داره...الکی که نمیشه...


کریس : وای شروع شد ... شرط و شروط این زنا...


وندا : من دخترم...هنوز زن نشدم


کریس: هه...


وندا : اگه یه خانوم بودم اول تورو ادب میکردم....


کریس : فعلا که نیستی جوجو!


تائو : واااااااااااااااااااااااایییییییییییییی کافیه بابا سرمو بردین!!!!!!! ادامه بده وندا...


وندا : به این میگن پسر! هوی غرغرو یاد بگیر...


کریس :


وندا : خیلی خب اولین شرطم اینه که کتک کاری ممنوع!


کریس : سنار بده شیر !


وندا : -_- تو حرف نزنی سنگین تری!.....دو : تیکه انداختن یا فحش دادن نداریم!


تائو : تا حالاشو که من موافقم ادامه بده...


وندا : اممممممممم....آها سه : دیگه دعوا نداریم گفته باشم!! چیز دیگه ای یادم نمیاد.


کریس : نه بابا !


تائو : قبولـــــــه!


کریس : چیییییییی؟؟؟؟؟


تائو : کریس مشکلی نداره که!


کریس : منم شرط دارم


وندا : خب بگو


کریس : هر وقت خواستیم همو ببینیم یا باهم کاری داشتیم به مخفیگاهمون بریم !


وندا : چرا اونوقت؟


تائو : آره چرا؟


کریس : بد آموزی داره دخترا با ما پسرا باشن!


وندا : مگه ما چمونه؟


که یهو یه پسر که با کریس دعوا میکرد و اسمش هاندول بود اونا رو دید و بلند گفت : تبریک میگم کریس خان


 ! با دخترا میپیری ! خاک تو مخت!


وندا : هووووووی درس حرف بزن بی ادب !


هاندول : دلت کتک میخواد آره؟


وندا به شونه ی کریس زد و گفت : ماشالا همتون مث همینا!


و بعد رو به هاندول : قبلا کتک خوردم پس فک نکنم ازت ترسی داشته باشم !


هاندول : که اینطور ! که یهو نگاهش به یه دختر افتاد اونو میشناخت همون دختری بود که باهاش دوسته! ولی 


برای اینکه ضایع نشه چیزی نگفت


یهو دختره هاندولو دید و به سمتش رفت و گفت : هاندول جونم دلم برات تنگ شده بود راستی برای اینکه اون


 گل خوشگلو بهم دادی ممنونم ^_^.


(بله اینو گفت و ر/ی/د به موضوع ://)


هاندول سرخ شده بود


وندا نزدیک بقیه رفت و گفت : خب هاندول ببخشید مزاحمت شدیم تو برو به دوسسسسسسسسسستت


 برس! خدافظ...


و دست مین هی رو با دست تائو گرفت مین هی دست می جا و تائو دست کریسو گرفت... و به راهشون ادامه


 دادن...


وندا : حالا مخفیگاهتون کجاس؟


کریس : اسمش که پیداس مخفی گاه پس نباید بهتون بگیم دیگه !


وندا با لحن تیکه آمیز : آآآآآووووووووو! و رو به تائو : آیزایمر نداره یه وقت؟


/فلش بک به 5 دیقه پیش/


کریس : هر وقت خواستیم همو ببینیم یا باهم کاری داشتیم به مخفیگاهمون بریم !


کریس : ........این چه حرفیه ؟ مغز من مثه یه ماهیه هیچ وقت توی آب خفه نمیشه


مین هی و می جا:


وندا : خخخ باهوش این چه ربطی داشت بعدشم ذهن ماهی ها 8 ثانیس ! گرفتی پروفسور ؟


کریس : میدونم بابا فقط میخواستم جوو عوض کنم!


وندا : جو خوبه نمیخواد عوضش کنی...


که یـــــــه زن به سمت اونــــــــــا دویـــــد و ...........

---------------------------------------------------------------------------------------------------

قسمت بعد = لایکای این پست به 10 تا برســــــــه!




دیدگاه ها : ))))
برچسبها: رمان اکسویی ، رمان ، رمان عاشقانه ، درام ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 شهریور 1395 03:08 ب.ظ