تبلیغات
♬ Exo Lover ♬ - خلاصه ی قسمت 3 و قسمت 4 I'm not Alone (فصل1)

!WE ARE ONE

خلاصه ی قسمت 3 و قسمت 4 I'm not Alone (فصل1)

سه شنبه 19 مرداد 1395 03:45 ب.ظ

نویسنده : ツ♡사할♡ツ
ارسال شده در: ♫ EXO ♫ ، رمـــــــان ♬I'm not Alone♬(حذف شده) ،
سلام سلام
صبح بخیر
چطورید گلی ها ؟
اومدم با قسمت 4 
این قسمت بسی طولانیس
حتما بخونیدا 
توی این قسمت شیپ مورد نظر رو میبینید...
قسمت 4 {فصل 1}
خب خب اینم بگم این فصل داره تموم میشه کم کم 
ولی فصل 2 طولانیه ها!!!!
برای قسمت 3 اونایی که نخوندن آنچه گذشت گذاشتم....
بخونید تا بفهمید قضیه چی بوده!!!
این قسمت : آشتی کردن و دعوا
خلاصه ی قسمت 3
3 روز بعد....
تائو : تو مطمئنی؟
کریس: آره خودم دیدمش که با دوستش میرفتن به پارک!
تائو : خیلی خب باشه! میگم کریس چرا اون دختر برات مهمه؟ نکنه......؟
کریس : چییی؟؟....خفههه....خجالت بکش تو سن 12 سالگی داری
 این حرفارو میزنی بهت گفتم انقد با چانی و بک دراما نگاه نکن.....
تائو: خ..خوب بابا ! فقط20 قسمت اولشو باهاشون دیدم
کریس: مگه کلا چند قسمته؟
تائو: 21 قسمت ! هفته ی دیگه 2 شنبه قسمت آخرشو میبینم دیگم نمیرم
کریس : توآدم بشو نیستی ! اگه یه بار دیگه بری به مامانت میگم
تائو : نه بخدا غلط کردم...
کریس : سسسس.....ساکت ساکت....بهتره بریم تا از پارک نرفتن....
تائو: باشه!
رفتن به پارک و پشت درختا قایم شدن و دیدن دختره داره با دوستش زیر یه درخت بزرگ عروسک بازی میکنه! کریس خندش گرفته بود 
و آروم میخندید تائو هم داشت فک میکرد که اگه مامانش بفهمه یه دخترو زده میکشتش....
کریس: تائو ! الان موقشه ! ببین این قسمت پارک خیلی خیلی خلوته!!
تائو:باشه بریم.
اونا آروم بالا سر دخترا رفتن و ایستادن
کریس : هوووی کله هویجی پاشو یه لحظه!
دختره پاشد و گفت : کله هویجی خودتی منگل!
کریس : عههه بی تربیت ..ت...
دختره(حرفشو قطع کرد): اگه تو با تربیت بودی به من نمیگفتی کله هویجی
دوست دختره به تائو خیره شده بود که چقدر ساکته و بعد بازوی دختره رو کشید 
و گفت :وندا! توروخدا بیا بریم ! من میترسم... 
کریس: پس اسم خرگوش هویجی ما ونداس...
وندا : به فوضولاش ربط نداره!
کریس : خیلیم ربط داره !
وندا : تو کی من میشی جز یه پسر غرغروی پرو؟
کریس : کافیه دیگه ... اومدم تلافی کنم !....تائو...
تائو که توی کل ماجرا فقط به وندا خیره شده بود و چیزی نمیگفت با حرف کریس به خودش اومد
 و با پاش زد به قفسه ی سینه وندا ولی وندا دستاشو به عنوان گارد جلوی سینش گرفت 
اما با ضربه ی تائو که به دستاش خورد یکم به عقب رفت و 
افتاد روی زمین( خودم میدونم اینجاش خیلی مسخره بود)
.....دوست وندا که اسمش( می جا )بود سریعا یکی زد توی گوش کریس 
و تائو و گفت : شما واقعا پسرای بدی هستین که زورتونو روی وندا خالی میکنین
کریس:
تائو:
وندا آروم پاشد و بدون هیچ حرفی با چشمایی که اشک توشون جمع شده بود
 یه نگاه سنگین در عین حال مظلومانه به تائو انداختو سریعا از اونجا رفت......
..........................
قسمت 4
الان حدود 1 هفته از اون ماجرا گذشته بود 
تائو توی همون پارک توی همون قسمت زیر همون درختی که وندا رو زد نشسته بود از اینکه تونست به کریس کمک کنه خوشحال بود ولی از اون نگاه سنگینی که وندا بهش کرده بود خجالت میکشید....
: کاش میتونستم یه بار دیگه ببینمش تا ازش معذرت خواهی کنم!
که یه صدا شبیه صدای وندا توجهشو جلب کرد
:-من نمیدونم عروسک کوچولو چرا می جا توی گوش من زد وقتی که دید دارم با
 مین هی بازی میکنم؟ فک کنم به خاطر اینه که اون از مین هی متنفره...آههههه
تائو آروم نشست کنار وندا و گفت : س..سلام وندا!
وندا : تو چی میخوای دوباره؟ اون پسره بهت گفته بیای یکی دیگه بزنی؟
تائو : نه وندا.... من اومدم تا.......
وندا حرف تائو رو قطع کرد و گفت: من حوصله ندارم........
و بدون هیچ حرف دیگه از کنار تائو بلند شد و رفت.......
تائو هم بدون هیچ حرفی به سمت خونشون رفت.......
موقع رسیدن تائو 
مامان تائو : کریس جان ، تائو اومد...
کریس : واقعا؟ سلام تائویی...
تائو : سلام کریس چطوری؟ :)
کریس : عالیم ... ونزدیک تائو شد و آروم گفت : یه هفتس خیلی عالیم!
تائو یه لبخند به کریس زد و گفت: میای بریم پارک توپ بازی؟
کریس : باشه اتفاقا میخواستم همین پیشنهادو بدم...بعدا بستنی میخوریم...
و به سمت پارک راه افتادن
*همون موقع برای وندا توی پارک
وندا توی دلش: معلوم نیس این خنگولا از من چی میخوان؟ یه هفته از دستشون راحت بودما!
 ظاهرا اون پسره (منظورش کریس بود) خیلی به اینکه بقیه رو اذیت کنه علاقه داره!
توی همون فاصله مین هی (دختر خاله ی وندا) اومد پیشش نشستو نفس زنان گفت:هوووف !
 نمیدونی چقد دنبالت گشتم ولی فهمیدم هر وقت قهر میکنی یا ناراحتی میای اینجا....
وندا: چرا اومدی اینجا؟
مین هی: دنبال دختر خالم اومدم خب!
وندا : مین هی لازم نبود بیای من...
مین هی دستشو روی لب وندا گذاشتو گفت : هیچی نگو...نمیخوام بخاطر کار می جا ناراحت ببینمت ،
 در ضمن وقتی رفتی منو می جا با هم آشتی کردیمو دنبالت میگشتیم...
همون موقع یه صدایی گفت:الانم  پیدات کردیم
اون صدا ، صدای می جا بود که دوید سمت اون دوتا 
و گفت : معذرت میخوام وندا من یه دوست حسودم منو ببخش لطفا...
وندا: اشکالی نداره، تو دوست خوب منی همیشم کنار هم میمونیم...
می جا : برای جبران اون کارم پول آوردم تا بستنی بخریم... میاید دیگه نه؟
وندا و مین هی : معلـــــــــــــومــــــه!
اونا به سمت بستنی فروشی رفتن و بستنی خریدن...داشتن میخوردن 
و راه میرفتن که یهو یه توپ از جلوی پاشون رد شد کریس داد زد : تائو برو توپو بیـــــــــــاار! 
تائو : چرا من برم؟ تو انداختیش!!!
کریس : به حرف بزرگترت گوش کن من از تو بزرگترم، پس هیونگت میشم....هیونگت میگه برو توپو بیـــار... 
تائو رفتو توپو آورد....
دخترا نزدیک پسرا بودن و همونجوری داشتن نگاه میکردن که وندا با صدای بلند 
رو به دخترا گفت: میبینید چقد بعضی از پسرا زورگوئن؟؟ به دوستای خودشونم زور میگن...
کریسم با داد گفت: محض اطلاع بعضیــــــا ما با هم دوستیم زورگوییم نمیکنیم...اگه تائو از این کارم بدش اومده بود توپو نمیورد و دستشو گزاشت روی شونه ی تائو 
وندا : تازه دخترا بعضیا انقدر بچن که خودشون از پس یه دختر بر نمیان اونوقت با کمک دوستشون میرنو دختره رو میزنن 
کریس دوباره داد زد : ما دخترای بی تربیت و کله هویجیو میزنیم مخصوصا اونایی که پرووووووووووووئئئئئئئئئئئنننننننننن.............
وندا رو به کریس کرد و گفت : دیگه داری خیلی جلو میریــــــــــــــــــــا....
کریس : دوس دارم.....
وندا : هــــــــــــه نکنه میخوای بعدش دوباره به دوستت بگی منو بزنه!
که یهـــــــــو تـــــــــــائــــــــــــو........................
ادامه قسمت بعد




دیدگاه ها : ثابتـ ـ ـ ـ *
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 مرداد 1395 09:34 ق.ظ




ساخت کد آهنگ