!WE ARE ONE

قسمت دوم

جمعه 6 مرداد 1396 06:01 ب.ظ

نویسنده : ailine S.v/hUnhAn aNd cHeN
ارسال شده در: ♫ رمان ( جزیره ی عشق-آیلین ) ♫ ،
حرفی برای گفتن ندارم:/
ادامه...

خانه ی یوبا-ساعت9شب:
تق...تق..
یوبا:بله؟
مادریوبا:هالی توچرانمیری خونتون پدرومادرت نگرانت نمیشن؟
هالی:چشم الان میرم.خدافظ یوبا.فردامیبینمت
-باشه خدافظ
مادریوبا:یوباتوداری چیکارمیکنی؟این عکسای کیاست؟!!...هیییی نکنه دوست پسرپیداکردی؟بابات بفهمه زندت نمیزاره.
چند دقیقه سکوت کردم.مامانم زدبه بازوم
مادریوبا:باتوامااا!!
-ماماااننن!! اگه اینادوست من شن دیگه زنده نمیمونم که...
-پس ایناکین؟!
-این یکی لوهانه این یکی سهونه
-واهاییی.نکنه ازاین آدما...
-مامااااننن اینافقط دوستن
-باشه.نیم ساعت دیگه بیابرای شام:|
سرمو تکون دادم.به صفحه ی مانیتورنگاه کردم.ایوللل اعتراضات به اس.ام شروع شد.

فرداصبح ساعت۱۰-شرکت اس.ام:
لی سومان:شبکه های مجازی رو دیدین؟همه ریختن سره من که چرا اون سه تاروبیرون کردی.(باصدای بلند)همش تقصیرتوعه(اشاره به سهون)
سهون:چرامن؟! :|
-چون که بالوهان جونت کاپل هونهان روساختین.اگه کاپل نمیساختین اینطوری نمیشد.
سهون:(آروم)به توربطی نداره://
لی سومان:چیزی گفتی؟
سهون:من؟!نه بابامن چیزی نگفتم.
بچه هاخندیدن.
-باهمه شماهاهستم.هرعکسی که ازاون سه تاتوی اینستاگرامتون گذاشتین پاک میکنین.دیگه هیچ حرفی ازاونانمیارید.فهمیدید؟
همه باناراحتی گفتن:بله قربان.
-خیلی خوب میتونیدبرید.

خوابگاه اکسو:
سهون باعصبانیت یه قرص ازتوی کمدبرداشت لیوان رو پرآب کرد.وقتی قرص رو خوردپوفی کشید.
سوهو:بیخی سهون چراعصبانی؟
سهون:هیچی مهم نی
دی.او:لی سومان یک روزی میفهمه که اشتباه میکنه.
کای:ولی عجیب نیست؟!
بچه ها:چی؟
کای:اینکه کی این حرفا وعکسارو بین مردم پخش کرده.
همون موقع چن دادزد:یوبااااا!!
بچه ها:چی؟
سهون:یعنی کاره یوباعه؟
چن:حتمادیگه!
لی:فرداکه اومدازش میپرسیم.
بچه ها:باشه.
سهون رفت توی اتاقش.که قبلا توی اون اتاق بالوهان هم اتاقی بود.یکم فکرکرد درحالی که وی وی توی بغلش بود وداشت نازش میکردباخودش گفت:آخه یوبابرای چی بایداین کارو بکنه؟برای چی میخواد دوباره ما12تایی بشیم؟من بایدبفهمم.
ساعت12شب بود.سهون آروم آروم ازخوابگاه زدبیرون.رفت سمت خونه ی یوباومادروپدرش
سهون:ای بابااا!حالاچجوری برم داخل؟
باکمی فکرکردن یه سنگ برداشت واروم زدبه شیشه ی اتاق یوبا
سهون:حالاخداکنه اتاق خودش باشه:|
یوبااومدسمت پنجره
یوبا(باصدای بلند):آقای سهوننن!!
سهون:هیــــس!درو بازکن من بیام داخل باهات حرف دارم.
یوبا:صبرکنید.
یوبا یه طناب بلندآوردوگفت:بیاین بالا
سهون:عمرااا!!
یوبا:چاره ی دیگه ای ندارم.
سهون:خوب دروبازکن:|
یوبا:مامان بابام خوابن.اگه بیدارشن وشماروببینن بدبختم میکنن.
سهون:خیلی خوب وی وی رو بگیر
یوبا:اونم آوردین؟
سهون:اگه میموند خونه سروصدامیکردبچه هامیومدن میدیدن من نیستم منم بدبخت میشدم.
یوبا:باشه.
.
.
.
سهون اومدتوی اتاق یوبا
یوبا:ام...ام....برای چی الان اومدین؟
سهون لباسشوتکوندوگفت:یه چندتاسوال داشتم.تافرداصبح هم نمیتونستم تحمل کنم.
یوبا باخجالت سرشوپایین انداخت وگفت:چ...چی؟
سهون:سرتوبیاربالا.من خوشم نمیادموقع صحبت کردن بایکی سرش پایین باشه.
یوباسرشوبالانیاورد.
سهون:با توام:|
بازهم سرشوبالانیاورد.
سهون دستشوبردزیر چونه ی یوبا.یوباکه کلاذوب شدرفت توی زمین چهارتاگل هم کنارش دراومدن:/
سهون:دفعه ی بعدی گوش کن
یوبا:چش...چشم
سهون:خوب...سوال اول.چرامیخوای دوباره گروه ما12تایی شه؟سوال دوم.چرا این حرفارو توی نت پخش کردی؟ وسوال آخر.توکی هستی؟
یوبا:چون که میخوام دوباره مردم شادباشن همچنین شما.چون که میخوام آقای لی سومان بفهمه که اشتباه کرده.وجواب سوال اخرهم نمیدونم:|
سهون پوزخندی زدوگفت:دوست ندارم سوالم بی جواب بمونه.
یوباعقب عقب میرفت سهون هم هی میومدجلوترکه یکدفعه یوبا بازهم پاش گیربه یه چیزی کرد میفتادکه سهون گرفتش امـــــآ!مادریوبا اومدن داخل وبادیدن سهون جیغ بنفشی کشید.

خوابگاه اکسو-ساعت1شب:
بک بادیدن قیافه ی سهون زدزیره خنده.
چان:سهون مگه نگفتیم که فرداصبح خودمون ازش میپرسیم.
سهون:شماهادروغ میگین.شماهابرای اینکه موقعیتتون توی خطرنیفته وازاین گروه نرین نگرانید.لوهان اصلابرای شمامهم نیست.حتی تائو وکریس هم براتون مهم نیستن.اصلا خوده تو چان.کی برای تومهمه؟یابقییتون.واقعاچراهمش میخوایدخودتون بالاباشید؟چرانمیخوایدبرای بازگشت لوهان وتائو وکریس تلاش کنید؟بله دیگه...وقتی ماکاری نکنیم هیچوقت دوباره نمیتونیم همو ببینیم.
سهون ازجاش بلندشد وگفت:شماها شادباشید.آهنگ بخونیدبه فکرآیندتون باشیدامایه ذره هم به فکرهمدیگه نباشید.چون که اگه به فکره همدیگه باشیدحتمابراتون مثله لوهان وتائو کریس اتفاق میفته.وکلام آخر...
سهون دستاشومشت کردوهی بیشترفشارمیدادتااینکه رهاشون کردوباصدای نسبتا بلندوکشیده گفت:شب بخیر


ادامه دارد...



دیدگاه ها : ♫پست ثابت♫
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 03:33 ب.ظ




ساخت کد آهنگ