تبلیغات
♬ Exo Lover ♬ - قسمت اول

!WE ARE ONE

قسمت اول

شنبه 10 تیر 1396 12:39 ب.ظ

نویسنده : AiLiN s.V-GaMeR:|
ارسال شده در: ♫ رمان ( جزیره ی عشق-آیلین ) ♫ ،
از زبان سهون:
سریع سریع بدون درنگ میدویدم که به کلاس برسم.ولی وقتی رسیدم هیچکس توی کلاس نبودبرگشتم که یه سطل اب یخ روم خالی شد!ولی انگاراین اب نبود!این...این چـــــســــبــــه!!
-هععیی!جرئت داری صبرکن!
میخواستم برم دنبالش که پام بااون چسب به زمین چسبیده بود.
-لعنتی!
اقای مدیرباعصبانیت اومدهمه ساکت شدن منوبردتوی دفتردیدم یه کسی روی صندلی نشسته بود.رفتم جلو و دیدم یه پسرخوشگله^^...نه واقعاچی فکرکردی؟:/ دوباره همون احمقه بود.
مدیر:لوهان برای چی این کارو کردی؟
-من داشتم غذامیخوردم که گفت هی تو سرمو بالااوردم وکیک رو پرت کردتوی صورتم
مدیر:سهوننن!!
سهون:اقای مدیرحقش بود!اون مثل بچه کوچولوهای سوسوله
لوهان:حرف دهنتو مزه مزه کن وبعدبگو جوجه
سهون:جوجه باکی بودی؟
لوهان:بااین دیوونه ای که اینجانشسته
مدیروسهون:بامنی؟
لوهان:بااین سهونی جونم
اینوگفت وزدزیرخنده.چون خوشتیپ بودم دوستم همیشه بهم میگه سهونی جونم واینم اینوشنیده و حالامسخره میکنه.
سهون:من هرچی باشم ازتوعه دختربهترم
لوهان:اهایـــ!خیلی داری پرومیشیا!
مدیر:بس کنید اهـــ!
سهون:اقای مدیرولی...
مدیر:باره دیگه ببینم دعواتون شده یاکرم ریختین من میدونم وشما.حالاهم برید کلاستون دیرشده
 رفتم تاصورتم و دستمو بشورم.ولوهان هم رفت سره کلاس وقتی اومدتوهمه ی بچه هابهم خندیدن حتی استادمون!
اماتنهاکسی که نخندید لوهان بودانگاراز کارش پشیمون بودولی اون سرسخت ترازاین حرفاست.
استاد:خوب بچه ها خوش اومدید.من معلم فیزیکتون هستم وامیدوارم که چیزهای خوبی ازم یادبگیرید.
لوهان یه کاغذرنگی چسبوند به لباسم ولی من بی توجهی کردم وانداختم زمین و لهش کردم.دوباره همین کاروکرد ولی اینبارمیخواستم به استادبگم که گفت:دِ لامصب اول اونوبخون.
کاغذرو برداشتم توش نوشته بود(معذرت میخوام.اصلامیخوای ببخش میخوای نبخش برای من مهم نی تازشم اون کارتقصیرخودت بود:/)
نیشخندی زدم منم روی کاغذبراش نوشتم(افرین جوجه کوچولو که معذرت خواهی کردی.امامنتظرضربه ی بعدی باش)
اونم نیشخندی زدوباهم اروم گفتیم:حالابچرخ تابچرخیم
.
.
.
بالاخره کلاس تموم شد رفتم توی رستوران دانشگاه.وقتی غذامو گرفتم نشستم روی یکی از صندلی های اونجا همون موقع لوهان هم اومد پیشم نشست
سهون:به به...میبینم نامه میفرستی
لوهان:من نامه نفرستادم.اون یه چیزه چرت بود
سهون:حالا هرچی
دوباره گفتم:برای چی اومدی پیشم نشستی؟
لوهان:دوست دارم.مگه این میزو صندلی ماله توعه؟
سهون:جواب اَبلَهان خاموشیست:/
رفتم ویه جادیگه نشستم بازهم اومد همونجانشست.دوباره رفتم یه جادیگه نشستم بازم اومدهمونجا.سینی غذامو کوبیدم روی میزوگفتم:لوهانننن!بس کننن!!
همه ی دخترا برگشتن سمت منو لوهان
لوهان:دمت گرم:/ ... الان میریزن سرم:/
دخترا جیغ جیغ اومدن سمت میز ما منم بدو بدو فرارکردم داشتم همینطوری میرفتم که خوردم به یه دخترخانوم
تمام وسایلاش ریخت زمین
-معذرت میخوام.ازقصد نبود!
-نه چیزی نیست:)
وسایلاشو یکی یکی جمع کردم وبهش دادم البته باکمک خودش.تشکرکردورفت.من خیره بودم به اون دختره که لوهان اومدپشتم وگفت:توروجان هرکی که دوستش داری این دخترارو ردکن برن.





ادامه دارد..



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 10 تیر 1396 05:46 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30

ساخت کد آهنگ