تبلیغات
♬ Exo Lover ♬ - طنز اکسویی 2

!WE ARE ONE

طنز اکسویی 2

شنبه 30 اردیبهشت 1396 09:08 ق.ظ

نویسنده : ツ♡사할♡ツ
ارسال شده در: ♫ EXO ♫ ، ♫ طنز اکسویی ♫ ،
نتیجه تصویری برای ‪exo‬‏
سلام
اومدم با طنز اکسویی 
یه پدیده ی جالب 
من آپ نمیکنم اما اگه آپ کنم رگباری آپ میکنم
میخوام قالب جدید بسازم... منتظر باشید...
عاشق عکس بالام...

سهون به چان میگه:
خدا بهت صبر بده برادر

چان میپرسه: مگه چی شده!

سهون میگه: واسه لوهان یه خط چشم خریدم ۷۰۰ هزار تومن

چان میگه: اونوقت چرا خدا به من صبر بده!

میگه خط چشم کشیده رفته خونه شما

..................................

اندراحوالات سهون

بچه بودم قرار بود عمو لی سومان اینا بیان خونمون مهمونی برا فقرا داشتیم، 
ددی کریس گفت: عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی آورده بود، میگی عمو خودت شیرینی هستی، چرا شیرینی آوردی، اگه گل آورد، میگی عمو خودت گلی چرا گل آوردی...
منم گفتم باشه، خلاصه!
عمو اومد و دیدم واسه نذری یه گوسفند آورده!



من بچه بودم میفهمی؟؟؟
بچهههههههههه

..........................................

انداحوالات کای
دیشب به دوس پسرم لوهان sms دادم:
گفتم:فردا ددی کریس اینا میرن مسافرت
ولی من باهاشون نمیرم. 
خونمون خالی میشه
میای ؟
اونم بدون اینکه ناز کنه
گفت : آره عزیزم میااام 


الان تو صندوق عقب ماشینم
داریم میریم اینچئون
قراره بریم کلیسا 
جای همتون خالی 
اون sms رو اشتباهی به بابا داده بودم

...........................................

چانیول:

رانندگی واس بکهیون فقط یه قانون داره:






اگر تو خری,من از تو خر ترم!!!!!!!!!

............................................

شیومین:

یه مدت هروقت از عروسی برمیگشتم خونه کت شلوارم خاکی بود. 





چون تو عروسی دستمو میخواستن بگیرن ببرن وسط برقصم میفتادم زمین تشنج میکردم که ولم کنن.

 
بعدش اینقد واسم خوراکی میاوردن که نگو 

........................................
تمومید
اگه دوس دارین بگید تا بیشتر بزارم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 09:20 ق.ظ