!WE ARE ONE

قسمت 8 I'm not Alone (فصل2)

پنجشنبه 8 مهر 1395 10:27 ق.ظ

نویسنده : ツ♡사할♡ツ
ارسال شده در: ♫ EXO ♫ ، ♫ EXO-K ♫ ، ♫ EXO-M ♫ ، رمـــــــان ♬I'm not Alone♬(حذف شده) ،
سلام
قسمت 8 در 8 مهر
یه عالمه حرف تو دلم دارم که نمیتونم بگم چون....
حالشو ندارم
برید ادامـــــــــــــــه که قسمت 8 اومد ببخشید اگه دیر شد

قسمت 8

/راوی/

روشو برگردوند و گفت : بمیری ، نمیگی با این کارت یکی میترسه!

... : شرمنده خانومی ، معذرت میخوام که همیشه اولین دیدارمون با ترسوندنت تو شروع میشه!

وندا : هاااااااا؟؟؟؟؟؟ کریس؟ تویی؟

کریس با یه صدای خیلی نازک و زنونه: نه عزیزم من می جام موهامو پسرونه زدم

وندا : خیلی خب بابا ، کریس چقدر تغییر کردی!

کریس : آره خب بزرگ شی تغییر میکنی مث خودت!

وندا : وااایییی کریس تو چقد آدم شدی!

- ببین دوباره رو دادم بهت پرو شدیـــا.... چی شده بارو بندیلتو بستی اومدی پارک نشینی؟

- معلومه که نه! تازه اومدم کره...

- چرا اومدی ؟ تنهایی؟

- راستش داستانش مفصله بعدا برات میگم...راستی می جا و تائو کجان؟ خبری ازشون نداری؟

- نه....یک سال بعد از رفتن تو کل اهالی این خیابون اسباب کشی کردن و رفتن یه جای دیگه چون شهرداری میخواست یکم بازسازی انجام بده...هر سه مون جدا شدیم...ولی خب شماره ی همو داشتیم....8 سال بعدشم منو تائو با جونگین توی یه آپارتمان واحدای جدا خریدیم و مستقل زندگی میکنیم...

- آها! منم باید برم چند تا کار دارم میتونی شمارتو بهم بدی؟

- باشه بزن تو گوشیت....

.....................................................

/ آپارتمان، پیش مدیر /

وندا : همونطور که بهتون گفتم من لی وندا هستم دختر لیشین می و لی سان هی پدرم برام اینجا رو گرفته الانم من کلید واحدمو میخوام...

مدیر: حتما خانوم لی راستش من با پدرتون دوست هستم و کلیدتون رو پیش خودم نگه داشتم پدرتون زمانی که میخواست براتون واحد رو بخره تمام ماجرا رو برام گفت...بفرمایید اینم کلید اتاقتون ....طبقه ی 3 واحد 6 هر طبقه 2 واحد هستش.

وندا : آهان....ممنون

مدیر: خواهش میکنم...

وندا با چمدونش سوار آسانسور میشه ، وقتی رسید طبقه ی سوم صدای 2 تا پسر رو شنید که داشتن با عجله از پله ها پایین میومدن. یکیشون مشغول حرف زدن بود که میگفت : بدو بدو تا بدبخت نشدیم من زنگو میزنم تو به دختره بگو که افتاد توی بالکنش باشه؟ و  اصلا وندا رو ندید، نزدیک بود پسره به وندا بخوره که یهو ترمز کرد.....

پسره : اوخ اوخ ببخشید نزدیک بود یه تصادف بد رخ بده ها!

وندا سرش پایین بود و داشت کلیدو میکرد توی در و  بدون اینکه به پسره نگاه کنه گفت : اگه بجای وراجی یکم جلوتو نگا کنی هیچ تصادفی رخ نمیده!

پسره : باشه باشه ! خیلی خب ...ببخشید...

وندا کلیدو توی در پیچوند و درو باز کرد و همونطور که پشتش به پسره بود گفت : دیگه تکرار نشه -_-

و درو بست....

پسرا رفتن و در واحد یه دختری به اسم حنا رو زدن!(شخصیت حنا درخواستی بود!)

حنا درو باز کرد و گفت : خب ، شما ها دوس دارید به مدیر آپارتمان بگم؟

پسرا با یه نییییش خیلی باز جواب داد : هههههه هههه .....داری از چی حرف میزنی حنا؟

- صبر کن ببینم دفعه ی چندمه که چوب یا توپ میفته تو بالکنم؟

- یه بار چوپ افتاد یه بار توپ رو هم 2 بار شده

- که اینطور، خیلی خب توپو آورد بالا و ادامه داد : دفعه ی آخر باشه ها!

- سعی میکنم!

- خدافظ و درو محکم روشون بس....اون یکی پسره گفت : ای بابا حداقل یه نوشیدنی چیزی مهمون میکردی!

...........................................................

خونه ی وندا ساعت 2:30 بعد از ظهر

وندا وسایلشو توی اتاق چید (خونه ی وندا یه سالن شیک، آشپزخونه و یه اتاق با سرویس بهداشتی داشت)و یه زنگ به می جا زد ، با دومین بووق می جا جواب داد و گفت : بله!

- سلام می جا...

- عه ! تویی وندا خط کره رو خریدی؟

- خب راستش الان کرم

- جیییییغ الان کره ای؟ واییییییی ایولللللل الان کجایی؟

- توی اتاقم روی تختم نشستم...

- آها... باید همه چی رو برام تعریف کنی! ناهار خوردی؟

- راستش نه...

- خیلی خب برات آدرس یه رستورانو میفرستم قرارمون اونجا! همین الان راه بیفت!

- باشه :)




دیدگاه ها : لایک کن
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مهر 1395 10:30 ق.ظ




ساخت کد آهنگ